دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست

 گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست

 من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل

 تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست...

  



تاريخ : ۱۳٩۱/۱۱/۳٠ | ٥:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد | نظرات ()

نمی دانم دوستش دارم یا نه؟!

 با هم قدم میزنیم.

 با هم میخوابیم.

 دلم که میگیرد، آغوشش را باز می کند و بر گونه هایم بوسه می زند.

 اما نمی دانم دوستش دارم یا نه؟!

 ” تنهاییم را ”

 



تاريخ : ۱۳٩۱/۱۱/٢۸ | ٢:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد | نظرات ()

 من و تو شباهت های متفاوتی باهم داریم:

 هر دو شکستیم؛ تو قلب مرا، من غرورم را.

 هر دو رقصیدیم؛ تو با دیگری، من با سازهای تو.

 هر دو بازی کردیم؛ تو با من، من با سرنوشتم

 و در آخر هر دو پی بردیم.

 تو به “حماقت” من، من به “پست” بودن تو.

 آری، این شباهت های متفاوت هر روز آشکارتر می شود...

  



تاريخ : ۱۳٩۱/۱۱/٢۳ | ٧:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد | نظرات ()

آرزویی کن، گوشهای خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه...

 آرزویی کن...

 شاید کوچکترین معجزه اش بزرگترین آرزوی تو باشد...

 



تاريخ : ۱۳٩۱/۱۱/۱٥ | ۱:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد | نظرات ()

همیشه همه توى بن بست زندگى برمیگردن سراغ عشق اولشون، اما چه سخته اون

 روزى که عشق اولت رفته باشه سراغ عشق اولش…

  



تاريخ : ۱۳٩۱/۱۱/۱٢ | ٦:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد | نظرات ()

کهنه فروش تو کوچمون داد میزد کهنه میخریم، وسایل شکسته، پاره پوره میخریم بی

 اختیار فریاد زدم قلب شکستمو میخری؟ گفت اگه

 ارزشی داشت کسی اونو نمیشکست... 

 



تاريخ : ۱۳٩۱/۱۱/۸ | ٤:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد | نظرات ()

بی منطق ترین عضو بـدنم چشمهایم اند.

 می بینند که دیگر دوستم نداری

 اما هنوز تشنه دیدنت هستند...

 



تاريخ : ۱۳٩۱/۱۱/۳ | ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد | نظرات ()
  • آنک بات | پارس خودرو